خدا

در زیارت عاشورا

شخصی خدمت امام صادق (ع) رسید . امام پرسیدند : ای مرد ، چند بار در طول روز به زیارت جدم حسین (ع) می روی ؟ شخص گفت : هیچ . امام پرسید ای مرد : در طول هفته چه طور ؟ شخص گفت : هیچ . امام پرسید : در طول ماه ، سال و یا هرچند سال ، چند بار به زیارت جدم حسین (ع) می روی ؟ شخص گفت : مولای من ، میان من و حسین (ع) فرسخ ها فاصله است ( شرایط اینگونه نیست که من چندبار به زیارت حسین (ع) بروم ) . امام صادق (ع) فرمودند : وای بر تو ! هرموقع که دلت هوای زیارت حسین (ع) کرد به بالای بلندی برو و ندا بده : السلام علیک یا ابا عبدالله .

خوب از این روایت متوجه می شیم که یک سلام ما از راه دور ، ثواب زیارت آن امام را دارد و این موضوع در روایات دیگر هم تصدیق شده است . چنانکه خودشان فرمودند : هرکجا که ذکر ما اهل بیت (ع) باشد آنجا حرم ماست . پس با یک سلام از روی معرفت می توان کربلایی شد و این کم فضیلتی نیست !

یا در جایی دیگر داریم که امام صادق (ع) فرمودند : هر موقع دلتان برای حسین (ع) گرفت ندا بدهید :صل الله علیک یا اباعبدالله . از این روایت می توان دریافت که سلام بر حسین (ع) سعادتی بس عظیم است . چرا که خدا به حسین سلام می دهد (صل الله علیک) . و در زیارت ناحیه مقدسه هم داریم که امام زمان (عج) در حال گریه به اباعبدالله (ع) سلام داد (چنانچه در پست قبلی ذکر شده است) . پس سلام دادن ما به این معنی است که با خداوند و امام زمان (عج) هم صدا می شویم .

خوب ؛ تا اینجا گفتیم که می توان با سلامی از راه دور به زیارت امام حسین (ع) رفت ، امام می خواهم بگویم که زیارت آن حضرت چه فضیلتی دارد .

شخصی خدمت امام صادق (ع) رسید ، دید امام مشغول نماز است . گفت کمی صبر می کنم تا نمازش تمام شود . شخص می گوید : دیدم بعد از نماز دستان مبارک را به حالت قنوت رو به آسمان بلند کرد و فرمود : خدایا ، من و برادران من و زیارت کنندگان قبر جدم حسین (ع) را بیامرز . ای کسانی که به زیارت امام حسین (ع) رفته اید ( حتی با یک سلام ) ، قدر خودتان را بدانید .چرا که امام صادق (ع) دعاگوی شما است .

و در روایتی دیگر داریم که قبل از ولادت امام حسین (ع) همه ی پیامبران به زیارت قبر آن حضرت رفتند و دسته ای از ملائک شبانه روز در آنجا مقیم هستند . پس ای کسانی که زائر حسین (ع) بوده اید ، نام شما را در لیست زائران حسینی در کنار نام پیامبران الهی مکتوب کرده اند . این خود فضیلتی است که شاید هیچ کس جز مقربین درگاه حق توان درک آن را نخواهد داشت .

روایت داریم شخصی که به زیارت قبر امام حسین (ع) می رود فرشتگان به پیشوازش می آیند . وقتی از آنجا بیرون می آید فرشتگان بدرقه اش می کنند و تا منزل همراه اویند . وقتی مریض می شود آن ها به عیادتش می آیند و در هنگام مرگ بر بالینش قرار می گیرند .
ای زائران حسینی و ای کسانی که بارها به آقایتان سلام داده اید ، آیا صدای سلام و درود ملائک بر خودتان را نمی شنوید ؟ مطمئن باشید که خود ارباب هم شما را نه در این دنیا و نه در هیچ لحظه ای تنها نمی گذارد .

راوی می گوید : شخصی که تازه مرحوم شده بود به خوابم آمد .  دیدم اصلا حالت خوبی ندارد . دوباره بعد از گذشت چند شب او را در خواب دیدم . در جایی بود که مانند باغ و بستان بود ، به او گفتم که چطور شد که این قدر حال و روزت تغییر کرد ؟ گفت : پیرزنی را به تازگی در این قبرستان دفن کرده اند . از همان موقع است که امام حسین (ع) هرشب به آن پیرزن سر می زند و به این دلیل باقی اهل قبور این قبرستان هم شفاعت شده اند . پرسیدم ان پیر زن کیست ؟ گفت از بستگان یکی از آهنگرهای شهر است .
صبح شد به بازار آهنگرها رفتم دیدم مغازه ای بسته است . پرسیدم چرا ؟ دیگران  گفتند : چون همسرش به تازگی فوت کرده است . در مجلس عزای آن زن حضور پیدا کردم و بعد از اتمام مجلس عزا نزد شوهرش رفتم . پرسیدم آقا آیا همسر شما رابطه ای با اهل بیت (ع) داشته ؟ گفت نه . پرسیدم آیا از سادات بوده ؟ گفت نه . مرد ناراحت شد و گفت : شما با همسر من چکار دارید ؟ موضوع را برایش تعریف کردم و آن مرد گفت : آری همسر من یک اخلاق خوب داشت که هر روز صبح بعد از نماز رو به سوی کربلا می کرد و می گفت : السلام علیک یا ابا عبدالله


Share

      داغ کن - کلوب دات
کام        

[ سه شنبه 9 خرداد 1391 ] [ 11:23 ب.ظ ] [ افسانه ] [ نظرات() ]
فضیلت تسبیح حضرت فاطمه (س)

 

در حدیثی امام صادق (ع) فرمود: « تسبیح حضرت زهرا(س) در تعقیب نمازها ،  از هزار رکعت نماز| نافله| خواندن در هر روز، در نزد من محبوبتر است.»

البته ترتیب تسبیح حضرت زهرا(س)  به گونة دیگر نیز روایت شده است ، چنانکه در حدیث آمده که امام صادق (ع) فرمود: «هر کس بخواهد تسبیح حضرت زهرا، فاطمه(س) را بگوید، ابتدا سی و چهار بار تکبیر، بعد سی و سه بار تسبیح بگوید، و تسبیح را به تکبیر متصل کند، و بعد سی و سه بار حمد بگوید و حمد را به تسبیح متصل کند.»

بعد از آنکه «أَلحَمدُ لِلّهِ»[1] تسبیح حضرت فاطمه را به پایان برد بگوید:

«لا إلهِ إلَّا اَللهُ، ﴿ إنَّ اللهَ وَمَلآئکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَی النَّبَیِّ، یا أیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا، صَلُّوا عَلَیهِ، وَ سَلِّمُوا تَسلیماً.﴾[2]  لَبَّیکَ رَبَّنا وَ سَعدَیکَ. أللّهُمَّ، صَلَّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلَ مُحَمَّدٍ وَ عَلی أهلِ بَیتِ مُحَمَّدٍ وَ عَلی ذُرِّیَّةِ مُحَمَّدٍ، وَ السَّلامُ عَلَیهِ وَ عَلَیهِم، وَ رَحمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ، وَ أشهَدُ أنَّ التَّسیمَ مِنّا لَهُم وَ الإِئتِمامَ [ یا: الإیمانَ] بِهِم وَ التَّصدیقَ لَهُم. رَبَّنا، آمَنّا وَ صَدَّقنا وَ اتَّبَعنَا الرَّسُولَ وَ آلَ الرَّسُلَ، فَکتُبنا مَعَ الشّاهِدینَ.

أَللّهُمَّ، صُبَّ عَلَینَا صَبَّا صَبَّا، بَلاغاً لِلآخِرَةِ وَ الدُّنیا، مِن غَیرِ کَدٍّ وَ لا نَکَدٍ وَ لا مَنٍّ مِن اَحَدٍ مِن خَلقِکَ، إِلّا سَعَةً مِن رِزقِکَ وَ طیباً مِن وُسعِکَ مِن یَدِکَ الملأی عِفافاً، لا مِن أَیدی لِئآمِ خَلقِکَ، إِنَّکَ عَلی کُلِّ شَیءٍ قَدیرٌ.

أَللّهُمَ اجعَلِ النُّورَ فی بَصَری، وَ البَصیررَةَ فی دینی، وَ الیَقینَ فی قَلبی، وَ الإِخلاصَ فی عَمَلی، وَالسَّعَةَ فی رِزقی، وَ ذِکرَکَ بِالَّیلِ وَ النَّهارِعَلی لِسانی، وَ الشُّکرَ لَکَ أُبَداً ما أَبقَیتَنی. أَللّهُمَّ، لا تَجِدنی حَیثُ نَهَیتَنی، وَ بارِک لی فیما أَعطَیتَنی، وَ ارحَمنی إِذا تَوَفَّیتَنی، إِنَّکَ عَلی کُلِّ شَیءٍ قَدیرٌ.» ﴾

در این صورت خداوند، تمام گناهان او را آمرزیده، و از همان لحظه و روز و ماه و سال تا سال دیگر، از ناداری ، نیازمندی، دیوانگی، جذام، پیسی، مرگ بد و از هر گرفتاری و بلایی که از آسمان به زمین فرود می آید عافیت می بخشد. و برای او در برابر این عمل شهادت به کلمة اخلاص «لا إِلَه إِلَّا الله» همراه با ثواب آن تا روز قیامت نوشته می شود، و ثواب و پاداش آن مسلّماً بهشت است.

راوی می گوید: عرض کردم: آیا این ثوابها و نتایج برای کسی است که آن را در هر روز، تا یک سال بگوید؟ فرمود: خیر، اینها برای کسی است که از امسال تا سال دیگر که گردش کند فر ا رسد، او را کفایت می کند.



[1] . یعنی بنا بر روایت دوم  در ترتیب تسبیح حضرت فاطمه (س) ، و بنا بر  روایت اول و مشهور ترتیب، این دعا بعد ۲ز تسبیح خوانده شود.

[2] . احزاب (۳۳): ۵۶ .

Share

 داغ کن - کلوب دات کام



[ چهارشنبه 3 اسفند 1390 ] [ 08:55 ق.ظ ] [ افسانه ] [ نظرات() ]
دعای وقت شنیدن اذان صبح و مغرب

 

حضرت ابی الحسن موسی بن جعفر (ع) فرمود: حضرت جعفر بن محمد(ص) پیوسته می فرمود: «هر کس هنگامی که اذان صبح و اذان مغرب را شنیداین دعا را بخواند، و سپس در همان روز یا شب بمیرد، از توبه کنندگان نوشته می شود، که بگوید:

﴿أَللّهُمَّ إِنّی أَسئَلُکَ بإِقبالِ لَیلَتِکَ وَ إدبارِ نَهارِکَ وَ حُضُورِ صَلواتِکَ وَ أَصواتِ دُعاتِکَ [دُعائِکَ] وَ تَسیبحِ مَلآئِکَتِکَ، أَن تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ أَن تَتُوبَ عَلی إِنَّکَ أَنتَ التَّوّابُ الرَّحیمُ.

-خداوندا، و واسطة روی آوردن شب و پشت کردن روز و حضور وقت نمازهایت و صداهای  دعا کنندگانت[ یا: دعایت] و تسبیح مالئکه ات، از تو درخوایت می کنم که بر محمد و آل محمد درود فرستی، و توبه مرا بپذیری، براستی که تو بسیار توبه پذیر و مهربان می باشی.

Share

 داغ کن - کلوب دات کام



[ جمعه 23 دی 1390 ] [ 08:15 ب.ظ ] [ افسانه ] [ نظرات() ]
ختم آیه شریفه«سلام قولاً»و زدودن غم و اندوه

در روایت آمده است که هر کس آیه شریفه«سلام قولاً من رب رحیم» را در شب بخواند,خداوند همه غم ها و ناراحتی ها را از او دور می سازد و هر درخواستی از خداوند داشته باشد به او عطا می کند.[1]

ختم دیگر از آیه شریفه«سلام  قولاً» به جهت خلاصی از غموم

بعضی از بزرگان مقطعه آیه مبارکه «سلام قولاًمن رب رحیم» را بعد از حذف مکرر حروف,اسم اعظم دانسته اند و در خواندن آن آثار گفته اند و می گویند صورت آن بعد از ترکیب«قرس یلمن ابوح» می باشد.[2]




[1] . کشف الاسرار,ج ٨,ص ٢٥٢.

[2] . گوهر شب چراغ, ج ١,ص ١٣٢.

Share

[ چهارشنبه 11 آبان 1390 ] [ 02:37 ب.ظ ] [ افسانه ] [ نظرات() ]
دعاى بلقیس ملكه سبا

خداوند به سلیمان حكومتى بى‏نظیر عطا كرد. پرندگان نیز در تسخیر سلیمان بودند. روزى سلیمان در میان پرندگان، هدهد را ندید. زمانى نگذشت كه هدهد باز آمد و گفت: از سرزمین سبا براى تو خبرى آورده‏ام. در آن‏جا زنى با امكانات بسیار و تختى عظیم حكم مى‏راند و مردم آن در برابر خورشید سجده مى‏كنند.

سلیمان نامه‏اى به ملكه آن سرزمین مى‏نویسد و هدهد آن را به مقصد مى‏رساند. ملكه پس از رایزنى و مشورت با سران، هدیه‏اى براى سلیمان مى‏فرستد كه سلیمان آن را نمى پذیرد.

پس از گذشت زمان و مراحلى، ملكه به سوى دربار سلیمان بار سفر مى‏بندد و وارد كاخ سلیمان مى‏شود و به نشانه توبه و ایمان مى‏گوید:

رَبِّ اِنّى ظَلَمْتُ نَفْسى وَأَسْلَمْتُ مَعَ سُلَیْمانَ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمینَ؛(1)

بارالها، من بر خودم ستم كردم و باسلیمان به خداوند عالمیان ایمان آوردم.

                                                               

 

1 . نمل (27) آیه 44.                                                                   

 

Share

[ دوشنبه 9 آبان 1390 ] [ 12:03 ب.ظ ] [ افسانه ] [ نظرات() ]
دعاهاى حضرت ابراهیم علیه‏السلام

1 . حضرت ابراهیم علیه‏السلام یكى از پیامبران بزرگ الهى است. او از برجستگان دعوت به توحید در طول تاریخ و پدر بسیارى از پیامبران است.

در زمانى برانگیخته شد كه مردم سخت در بت پرستى بودند و بت‏هاى گونه‏گون را پرستش و احترام مى‏كردند. آن حضرت با مردم گفت وگو مى‏كرد و بى‏خاصیّتى و پوچى بت‏ها را براى آنان شرح مى‏داد. آنان در برابر سخنان حكیمانه ابراهیم خلیل علیه‏السلام یك حرف داشتند و آن این بود كه: «پدران ما این‏گونه مى‏كردند و ما هم به راه آنان مى‏رویم.»

ابراهیم گفت: «خدا آن است كه پروردگار هستى است. او كه مرا آفرید و هدایتم مى‏كند. او كه مرا طعام و نوشیدنى مى‏دهد و هر گاه بیمار شدم شفایم مى‏دهد. او كه مرا مى‏میراند و سپس زنده مى‏كند. او كه امیدوارم در روز قیامت گناه مرا بیامرزد.»

سپس ابراهیم دست به دعا برداشت و گفت:

رَبِّ هَبْ لى حُكْماً وَأَلْحِقْنى بِالصّالِحینَ * وَاجْعَلْ لى لِسانَ صِدْقٍ فى الآخِرینَ * وَاجْعَلْنى مِنْ وَرَثَةِ جَنَّةِ النَّعیمِ * وَاغْفِرْ لأَبى إِنَّهُ كانَ مِنَ الضّالّینَ * وَلا تُخْزِنى یَومَ یُبْعَثُونَ؛(1)

بارالها، به من حكمت ده و مرا به نیكوكاران بپیوند. و نام نیك مرا در امت‏هاى بعدى قرارده. و مرا از وارثان بهشت نعیم قرارده. و پدرم را بیامرز چرا كه از گمراهان بود و در روز قیامت مرا رسوا مساز.(2)

2 . اسوه و الگو در سازندگى یا نابودى شخصیت انسان نقش حیاتى دارد. قرآن كریم كه كتاب سازندگى و تربیت انسان‏هاست به این مهم بسیار پرداخته است. یاد انسان‏هاى بزرگ چون پیامبران و دیگر شخصیت‏هاى مثبت، و نیز یاد افراد گمراه و بد فرجام، به منظور عبرت‏گرفتن و سر مشق یافتن، در قرآن كریم آمده است.

كلمه «اُسوه» سه بار در قرآن مجید به كار رفته است: یك بار درباره پیامبر اسلام(3)، یك‏بار در مورد حضرت ابراهیم و مؤمنان همراه(4)، و نوبت سوم درباره یاوران حضرت ابراهیم علیه‏السلام .(5)

خداوند در قرآن كریم مى‏فرماید: «ابراهیم و یاران او، اسوه‏اى نیكو براى شمایند. هنگامى كه به قوم خود گفتند: ما از شما و آنچه به غیر خدا مى‏پرستید بیزاریم و راه شما را رد مى‏كنیم و بین ما و شما دشمنى و كینه همیشه خواهد بود، تا آن گاه كه به خداوند بى شریك ایمان آورید. مگر سخن ابراهیم كه به پدرش گفت: من به زودى براى تو استغفار مى‏كنم و عذاب الهى را از تو نمى‏توانم بگردانم.»

دعاى ابراهیم و یارانش این بود:

رَبَّنا عَلَیكَ تَوَكَّلْنا وَإِلَیْكَ أَنَبْنا وَإِلَیْكَ المَصیرُ * رَبَّنا لا تَجْعَلْنا فِتْنَةً لِلَّذینَ كَفَروُا وَاغْفِرْ لَنا رَبّنا إنَّكَ أَنْتَ الْعَزیزُ الْحَكیمُ؛(6)

بارالها، بر تو توكل كردیم و به فرمان تو بازگشتیم و بازگشت به‏سوى تو است. بارالها، ما را براى كافران هدف قرارمده و ما را بیامرز؛ به درستى كه تو توانا و حكیمى.

امام صادق علیه‏السلام در تفسیر «رَبَّنا لا تَجْعَلْنا فِتْنَةً لِلَّذینَ كَفَروُا» فرمود:

در گذشته تمام افراد با ایمان فقیر بودند (و زیرفشار و اذیت و آزار كافران به‏سر مى‏بردند) و تمام كافران ثروتمند بودند، تا آن كه ابراهیم علیه‏السلام آمد و این چنین دعا كرد: رَبَّنا لا تَجْعَلْنا فِتْنَةً لِلَّذینَ كَفَروُا. آن‏گاه خداوند در میان مؤمنان ثروت و فقر قرارداد و در میان كفار نیز ثروت و فقر قرارداد.(7)

3 . بحث و گفت و گوى ابراهیم علیه‏السلام بابت پرستان بى نتیجه ماند. چرا كه هرچه ابراهیم با آنان به سخن مى‏نشست آنان بیشتر بر گمراهى خود اصرار مى‏ورزیدند.

ابراهیم با خود گفت: شاید اجراى یك صحنه آنان را هشیار كند. در یك روز عید كه همه مردم از شهر خارج شده و به گشت و گذار و تفریح رفته بودند ابراهیم وارد بتخانه شد، تبر را به دست گرفت و همه بت‏ها را شكست و تنها بت بزرگ را سالم گذارد. تبر را به دوش بت بزرگ نهاد و از بتكده خارج شد. مردم از گلگشت و تفریح بازگشتند، به سوى بت‏هاى خود رفتند و آنها را شكسته یافتند. با تفحّص و جست و جو دریافتند كه این كار، كار ابراهیم است.

از ابراهیم بازجویى كردند. ابراهیم در پاسخِ آنان گفت: «بت بزرگ دست به چنین كارى زده است؟!»

ابراهیم این سخن را به این منظور گفت كه شاید آنها به خود آیند و بنگرند بت كه سخن نمى‏گوید و فهم و شعور ندارد و نمى‏تواند ضرر را از خود دور كند و به دیگران آسیبى برساند، چگونه مى‏تواند خداى هستى باشد؟

اما این صحنه‏هم ذهن بسته آنان را بیدار نكرد و تقلید كور كورانه از پدران نادان خود را براندیشه و تفكّر ترجیح دادند.

از این رو، آتشى عظیم افروختند و ابراهیم را در آن پرتاب كردند. اما اراده حق تعالى این چنین بود كه ابراهیم سالم بماند؛ چرا كه هنوز دوره‏هایى از مأموریتش براى هدایت و ارشاد خلق و ساختن كعبه اجرا نشده بود.

ابراهیم كه دعوت و تبلیغ را در آن سرزمین بى ثمر دید، از میان آن مردم بیرون رفت و گفت: «من از این سرزمین به جایى كه پروردگارم بخواهد مى‏روم، او مرا هدایت مى‏كند.» آن‏گاه رو به سوى سرزمین فلسطین نهاد.

ابراهیم كه پس از سال‏ها ازدواج و رسیدن به سنّ پیرى هنوز فرزندى نداشت، دست به دعا برداشت و گفت:

رَبِّ هَبْ لى مِنَ الصّالِحینَ؛(8)

بارالها، از نیكو كاران (فرزندى) به من عطا كن.

خداوند هم به او بشارت داد كه دعایت مستجاب شد و پسرى بردبار به تو خواهم داد و به زودى اسماعیل به دنیا چشم گشود.

4 . پس از آن كه ابراهیم علیه‏السلام به فلسطین هجرت كرد، خداوند به او و هاجر، اسماعیل را عطا كرد. اما بر اثر اصرار ساره مجبور شد كه اسماعیل و مادرش هاجر را به سرزمین دیگر برد. ابراهیم و هاجر و اسماعیل رفتند تا به مكه رسیدند و به راهنمایى جبرئیل همان جا توقف كردند. ابراهیم سایبانى برپا كرد و خانواده‏اش را در آن پناه داد و خود به سوى فلسطین بازگشت.

اراده الهى اینچنین تعلق گرفته بود كه ابراهیم از ساره هم فرزند داشته باشد.

پس ساره به اسحاق باردار شد. اسماعیل و مادرش در مكه، و اسحاق و مادرش در فلسطین به سر مى‏بردند و ابراهیم خلیل هم بین این دو سرزمین در رفت و آمد بود. فلسطین جاى خوش آب و هوا و سرزمین حاصلخیز بود. اما در مكّه نه آب بود و نه گیاه، نه درخت و نه زمین هموار.

ابراهیم كه به فرمان الهى در چنان جاى كوهسار و خشك و بى آب و گیاه، خانواده‏اش را مسكن داده بود دلش شكست و حالش دگرگون شد دست به دعا برداشته گفت:

رَبِّ اجْعَلْ هـذا البَلَدَ آمِناً وَاجْنُبْنِى وَبَنِىَّ أَنْ نَعْبُدَ الأَصْنامَ * رَبِّ إِنَّـهُنَّ أَضْلَلْنَ كَثِـیراً مِنَ النّاسِ فَمَنْ تَبِعَنِی فَإِنَّهُ مِنِّى وَمَنْ عَصانِى فَإِنَّكَ غَفُورٌ رَحِیمٌ * رَبَّنا إِنِّى أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّیَّتِى بِوادٍ غَیْرِ ذِى زَرْعٍ عِنْدَ بَیْتِكَ المُحَرَّمِ رَبَّنا لِیُقِـیمُوا الصَّلاةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النّاسِ تَهْوِى إِلَیْهِمْ وَارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَراتِ لَعَـلَّـهُمْ یَشْكُرُونَ * رَبَّنا إِنَّكَ تَعْلَمُ ما نُخْفِى وَما نُعْلِنُ وَما یَخْفى عَلى اللّهِ مِنْ شَى‏ءٍ فِى الأَرضِ وَلا فِى السَّماءِ * الحَمْدُ لِلّهِ الَّذِى وَهَبَ لِى عَلى الكِبَرِ إِسْمـعِـیلَ وَ إِسْحـقَ إِنَّ رَبِّى لَسَمِـیعُ الدُّعاءِ * رَبِّ اجْعَلْنِى مُقِـیمَ الصَّلاةِ وَمِنْ ذُرِّیَّـتِى رَبَّنا وَتَقَـبَّلْ دُعاءِ * رَبَّنا اغْفِرْ لِى وَلِوالِدَىَّ وَلِلْمُـؤْمِنِـینَ یَوْمَ یَقُومُ الحِسابُ؛(9)

بارالها، این سرزمین را امنیت ده و من و پسرانم را از پرستش بت‏ها دوردار. بارالها، بت‏پرستان بسیارى از مردم را گمراه كردند، پس هر كه مرا پیروى كرد از من است و هر كس نا فرمانى من كرد پس تو آمرزنده مهربانى. بارالها، من برخى از فرزندانم را در سرزمین بدون زراعت مكه نزد خانه محترم تو ساكن كردم، تا نماز را به پا دارند. پس دل‏هاى جمعى از مردم را میل و محبّت آنان ده، و از میوه‏ها آنان را روزى ده، باشد كه شكر گزارند. بارالها، آنچه ما مخفى یا آشكار كنیم تو مى‏دانى، و هیچ چیز در آسمان و زمین بر تو پوشیده نیست. حمد براى خداست كه به سنّ پیرى اسماعیل و اسحاق را به من بخشید، همانا پروردگارم شنونده دعاست. بارالها، من و بعضى از فرزندانم را بر پادارنده نماز قرارده، بارالها، دعاى مرا بپذیر. بارالها، بیامرز مرا و پدر و مادرم و مؤمنان را در روزى كه حساب برپا مى‏شود.

5 . انتخاب مكه براى سكونت اسماعیل و هاجر به فرمان خدا بود و ابراهیم به این منزلگه رضا داد. لیكن مكّه جاى آبادى نبود و میوه و حبوبات در آن تولید نمى‏شد. این است رمز این كه ابراهیم بازهم دعا مى‏كند و مى‏گوید:

رَبِّ اجْعَلْ هذا بَلَداً ءامِناً وَارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَراتِ مَنْ ءامَنَ مِنْهُمْ بِاللّه‏ِ وَالیَوْمِ الآخِرِ؛(10)

بارالها، این سرزمین را امن قرارده و اهل آن را از میوه‏ها روزى ده؛ مردمى كه ایمان به خدا و روز قیامت آورند.

خداوند متعال هم به دعاى ابراهیم پاسخ مثبت داد و گفت: «هركس كفرورزد مدتى كوتاه در این دنیا او را بهره دهم و آن‏گاه او را به سوى عذاب جهنّم كشانم كه بدجایى است.»

امام باقر علیه‏السلام فرماید: «بر اثر این دعاست كه میوه‏ها از سرزمین‏هاى دیگر به سوى مكه برده مى‏شود.»(11)

6 . اسماعیل در مكه بالید و برآمد، و ابراهیم بین مكه و فلسطین در رفت و آمد بود. خانه كعبه اولین عبادتگاه در روى زمین و از دیر باز محل پرستش خداى متعال و راز و نیاز با او بوده است. لیكن دیرزمانى بود كه ویران شده و از یادها رفته بود. ابراهیم به فرمان الهى مأمور تجدید بناى كعبه شد. او با كمك اسماعیل به این مأموریت پرداخت. پایه‏ها بالا رفت و خانه حق براى طواف كنندگان و عبادت كنندگان مهیا شد.

ابراهیم و اسماعیل دست به دعا برداشتند:

رَبَّنا تَقَبَّلْ مِنّا إِنَّكَ أَنْتَ السَّمِـیعُ العَلِـیمُ * رَبَّنا وَاجْعَلْنا مُسْلِمَیْنِ لَكَ وَمِنْ ذُرِّیَّـتِنا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَكَ وَأَرِنا مَناسِكَنا وَتُبْ عَلَیْنا إِنَّـكَ أَنْتَ التَّـوّابُ الرَّحِـیمُ * رَبَّنا وَابْعَثْ فِـیهِمْ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِكَ وَیُعَلِّمُهُمُ الكِتابَ وَالحِكْمَةَ وَیُزَكِّیهِمْ إِنَّكَ أَنْتَ العَزِیزُ الحَـكِـیمُ؛(12)

بارالها، از ما بپذیر؛ تو شنوا و دانایى.

بارالها، ما دورا تسلیم خود قرارده و از فرزندان ما نیز تسلیم امر تو باشند، عبادات ما را به ما بیاموز و توبه ما را بپذیر، تو توبه پذیر مهربانى.

بارالها، در میان فرزندان ما پیامبرى برگزین كه آیات تو را بر مردم بخواند و كتاب وحكمت به آنان آموزد و آنها را تزكیه كند؛ همانا تو عزیز و حكیمى.

 


1 . شعراء (26) آیات 83 ـ 87 .

2 . پدران پیامبران مشرك و بت‏پرست نبوده‏اند. در عربى به پدر و نیز به عمو (كه سرپرستى فرزند برادرش را به عهده دارد) «أب» گفته مى‏شود. آزر بت‏تراش و بت‏پرست، عموى ابراهبم علیه‏السلام بود كه سرپرستى او را عهده دار بود.

3 . احزاب (33) آیه 21.

4 . ممتحنه (60) آیه 4.

5 . ممتحنه (60) آیه 6.

6 . ممتحنه (60) آیات 4 و5.

7 . صافى، ج5، ص163.

8 . صافّات (37) آیه 100.

9 . ابراهیم (14) 35 ـ 41.

10 . بقره (2) آیه 126.

11 . تفسیرالبرهان، ج1، ص154.

12 . بقره (2) آیات 127 ـ 129.

 

Share

[ دوشنبه 9 آبان 1390 ] [ 11:59 ق.ظ ] [ افسانه ] [ نظرات() ]
دعاى مؤمنان

موسى و هارون مدتى در میان بنى اسرائیل به تبلیغ توحید و ایمان و مبارزه و آزادى دست زدند، اما به جز افرادى اندك ایمان نیاوردند. چرا كه ترس از فرعون و حكومت ظالمانه‏اش مانع از گرایش مردم به موسى مى‏شد.

موسى كه به همین گروه اندك نیز اطمینان خاطر نداشت، براى تقویت ایمان و روحیه آنان گفت: «اگر مؤمنید و از مسلمانانید بر خداوند توكل كنید.»

آنان گفتند: بر خداوند توكل كردیم. و سپس رو به جانب پروردگار بزرگ كردند و چنین دعا كردند:

رَبَّنا لا تَجْعَلْنا فِتْنَةً لِلْقَومِ الظّالمینَ * وَنَجِّنا بِرَحْمَتِكَ مِنَ القَوْمِ الكافِرینَ؛(1)

بارالها، ما را هدف قوم ستمكار قرارمده و به رحمت خود ما را از شرّ كافران نجات بخش.

6 . موسى به فرمان الهى به دعوت توحیدى ادامه مى‏داد، اما كمتر كسى به او ایمان مى‏آورد و فرعون ستمگر و دستگاه جبارش بر فشار خود به موسى و هارون مى‏افزود. اما شدّت عمل فرعونیان و گمراهى مردم مانع از كار موسى نشد. از این رو با ایمان كامل و با قاطعیت اعلام كرد:

أُفَوِّضُ أَمْرى إِلَى اللّه‏ِ إِنَّ اللّه‏َ بَصیرٌ بِالْعِبادِ؛(2)

سر نوشتم را به خدا سپردم، به درستى كه خدا بر بندگانش بیناست.

مكنت و ثروت و قدرت فرعونیان چشم‏ها را خیره كرده بود. مردم هم كه داراى رشد عقلانى نبودند بین موسى و مؤمنان از یك‏سو، و فرعون و دستگاه سلطنتش از سوى دیگر مقایسه مى‏كردند و پیداست وقتى كه ملاك در مقایسه، ظواهر مادى و لباس و كاخ و ملك و پول و زر باشد كفّه فرعون برترى دارد و موسى و هارون به او نمى رسند. چرا كه فرعون سلطان دنیاپرست و جمع‏كننده قدرت و ثروت بود، موسى و هارون پیام آور ایمان و اعتقاد و عدالت و آزادى بودند.

موسى كه ثروت و جاه و جلال مادى فرعون و اطرافیانش را مانع گرایش مردم به توحید و تقوا مى‏دید، در مناجات با خداوند چنین گفت:

رَبَّنا إِنَّكَ آتَیْتَ فِرْعَوْنَ وَمَـلاَءَهُ زِ ینَةً وَأَمْوالاً فِى الحَیاةِ الدُّنْیا رَبَّنا لِـیُضِلُّوا عَنْ سَبِـیلِكَ رَبَّنا اطْمِسْ عَلى أَمْوالِـهِمْ وَا شْدُدُ عَلى قُلُوبِـهِمْ فَلا یُـؤْمِنُوا حَتّى یَرَوُا العَذابَ الأَلِـیمَ؛(3)

بارالها، تو به فرعون و اطرافیانش جمال و مال در دنیا داده‏اى، اما ـ آنان به جاى شكر گزارى ـ از راه تو گمراه شدند. بارالها، اموالشان را نابود و دل‏هایشان را سنگ كن ـ تا دیگر ایمان اجبارى نیاورند ـ تا آن كه عذاب دردناك را ببینند.

                                                      


1 . یونس (10) آیات 85 ـ 86 .

2 . غافر (40) آیه 44.

3 . یونس (10) آیه 88 .

 

Share

[ دوشنبه 9 آبان 1390 ] [ 11:46 ق.ظ ] [ افسانه ] [ نظرات() ]
دعاهایى كه خداوند

به حضرت محمد صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم آموزش داد

1 . در سوره زمر، خداوند متعال به پیامبرش حضرت محمّد صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم آموزش‏هاى متعددى مى‏دهد. یكى از آن تعلیمات این دعاست كه اى محمد بگو:

اللّهُـمَّ فاطِرَ السَّمـواتِ وَالأَرْضِ عالِمَ الغَیْبِ وَالشَّهادَةِ أَنْتَ تَحْكُمُ بَیْنَ عِـبادِكَ فِـیما كانُوا فِـیهِ یَخْتَلِفُونَ؛(1)

اى پروردگار آفریننده آسمان‏ها و زمین، داناى پنهان و پیدا، تو حكم مى‏كنى بین بندگانت در آنچه كه در آن اختلاف كنند.

2 . دشمنان حضرت محمد صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم افراد عنود و لجوجى بودند و هر روز براى گریز از پیام حق و گمراه كردن مردم، نغمه‏اى ساز مى‏كردند. اما در برابر هر سخن و بهانه‏اى، جواب شایسته‏اى از پیامبر دریافت مى‏كردند. و چه بسا پیامبر در انتظار مى‏ماند تا از سوى خداوند جواب مناسبى صادر شود، تا هم به دشمنان پاسخ دهد و هم بر عزم و اراده آن جناب بیفزاید. در پایان سوره انبیاء ضمن جواب به منكران توحید، خداوند به حضرت محمد صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم آموزش مى‏دهد كه این گونه بگو:

رَبِّ احْكُمْ بِالحَقِّ وَرَبُّنا الرَّحْمـنُ المُسْتَعانُ عَلى ما تَصِفُونَ؛(2)

پروردگارم، به حق داورى كن، و پروردگار ما بخشنده‏اى است كه از او یارى جویند بر آنچه شما (از دروغ و باطل) گویید.

3 . خداوند متعال به پیامبر گرامى‏اش حضرت محمد صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم این‏گونه تعلیم و آموزش مى‏دهد كه بگو:

رَبِّ اغْفِرْ وَارْحَمْ وَأَنْتَ خَیْرُ الرّاحِمینَ؛(3)

خداوندا! بیامرز، و رحم كن، تو بهترین رحم كنندگانى.

گرچه در این آیه نفرمود چه كسى را بیامرز و به چه كسى رحم كن، اما به كمك آیات و ادلّه دیگر درمى‏یابیم كه رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم براى خود و براى همه مسلمانان از حق تعالى آمرزش و رحمت طلب مى‏كند. و چون رسول اللّه‏ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم الگوى همگان است، ما هم به آن جناب اقتدا مى‏كنیم و مى‏گوییم: «رَبِّ اغْفِرْ وَ ارْحَمْ وَ أَنْتَ خَیْرُ الرّاحِمینَ.»

Share
ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 آبان 1390 ] [ 10:50 ق.ظ ] [ افسانه ] [ نظرات() ]
دعاى سربازان طالوت


یكى از داستان‏هاى قرآنى داستان طالوت و جالوت است. بنى‏اسرائیل پس از دوره حضرت موسى علیه‏السلام به پیغمبر خود مى‏گویند: «فرماندهى را بر ما بگمار تا به فرمان او در راه خدا پیكار كنیم.» از جانب حق تعالى، طالوت به فرماندهى آنان گماشته مى‏شود. در آغاز آنان از این انتصاب رخ بر مى‏تابند و نمى پذیرند، سرانجام با تأكید پیامبر الهى به آن تن مى‏دهند و در ركاب او براى نبرد باجالوت كافر تبه كار و لشكر او حركت مى‏كنند.

دولشكر مقابل یكدیگر صف آرایى مى‏كنند و آماده نبرد مى‏شوند. سربازان موحّد طالوت در این هنگام دست به دعا بر مى‏دارند و مى‏گویند:

رَبَّنا أَفْرِ غْ عَلَیْنا صَبْراً وَثَبِّتْ أَقْدامَنا وَانْصُرْنا عَلَى الْقَومِ الكافِرینَ؛(1)

بارالها، صبر و پایدارى بر ما فروریز، و گام‏هاى ما را استوار دار، و ما را بر كافران پیروز فرما.

و سپس به كارزار مى‏پردازند. موحّدان پیروز، و كافران فرارى مى‏شوند.


1 . بقره (2) آیه 250.

Share

[ دوشنبه 9 آبان 1390 ] [ 10:48 ق.ظ ] [ افسانه ] [ نظرات() ]
دعاى دانشمندان بلندپایه

میزان سنجش اعمال در نزد خداوند، معرفتى است كه بر پایه آن، عمل انجام مى‏شود. اگر چند نفر یك عمل مشابه را انجام دهند مثلاً دو ركعت نماز بگزارند یا كارهاى شایسته دیگر انجام دهند، پاداش آنان به میزان معرفتشان به خداوند بزرگ بستگى دارد كه اساس و پایه هر عبادت است.

كسانى كه در معرفت الهى غور كرده، و از دریاى محبّت الهى جرعه‏ها نوشیده و در دانش الهى به مقام مكین رسیده‏اند و خداوند از آنان به «راسخون فى العلم» تعبیر مى‏كند این گونه دعا مى‏كنند:

رَبَّنا لا تُزِ غْ قُلُوبَنا بَعْدَ إِذ هَدَیْتَنا وَهَبْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنْتَ الوَهّابُ * رَبَّنا إِنَّكَ جامِـعُ النّاسِ لِـیَوْمٍ لا رَیْبَ فِـیهِ إِنَّ اللّهَ لا یُخْلِفُ المِـیعادَ؛(1)

بارالها، پس از آن كه ما را هدایت كردى دل ما را از حق بر مگردان و از نزد خود به ما رحمت ده، همانا تو بخشنده‏اى. پروردگارا، تو مردم را در روز قیامت كه در آن تردیدى نیست گرد مى‏آورى، همانا خداوند در وعده گاهش تخلّف نمى‏كند.

 


1 . آل عمران (3) آیات 8 ـ 9.

 

Share

[ شنبه 7 آبان 1390 ] [ 02:53 ب.ظ ] [ افسانه ] [ نظرات() ]
دعا براى پدر و مادر

پدر و مادر حقوق بسیارى بر فرزندان دارند. خداوند كریم در چند جاى قرآن، فرزندان را بر اداى حق پدر و مادر سفارش كرده است.

در سوره اسراء مى‏فرماید: «پروردگارت حكم كرد كه به جز او را نپرستید و به پدر و مادر نیكى كنید. اگر یكى از آن دو یا هر دو در نزد تو به سنّ پیرى رسیدند به آنان اف نگو و تندى مَكن و با آنان به ملایمت و نرمى سخن گو، در برابر آنان تواضع و مهربانى پیشه كن و براى آنان دعا كن و بگو:

رَبِّ ارْحَمْهُما كَما رَبَّیانى صَغیراً؛(1)

بارالها، آن دو را رحمت كن چنان كه مرا در كودكى پروراندند.»

 


1 . اسراء (17) آیه 24.

Share

[ شنبه 7 آبان 1390 ] [ 02:51 ب.ظ ] [ افسانه ] [ نظرات() ]
دعاهاى حضرت نوح علیه‏السلام

 نوح، یكى از پیامبران الهى بود كه عمرى دراز یافت به گونه‏اى كه عمر او ضرب المثل شده است.

نوح مردم را به خدا پرستى و معرفت فرا مى‏خواند و از بت پرستى و جهالت باز مى‏داشت. مردم كه با عقاید پدران خویش خو گرفته بودند و از اندیشه و تفكر به دور بودند نوح را تهدید كردند كه «اى نوح اگر از كارت دست برندارى تو را سنگباران مى‏كنیم.»

نوح دست به دعا برداشت و گفت:

رَبِّ إِنَّ قَوْمى كَذَّبُونِ * فافْتَحْ بَیْنى وَبَیْنَهُمْ فَتْحاً وَ نَجِّنى وَ مَنْ مَعِىَ مِنَ المُؤمِنینَ؛(1)

پروردگارا، قوم من مرا تكذیب كردند. بین من و آنان داورى كن، و مرا و كسانى كه با من ایمان آورده‏اند از دست آنان نجات بخش.

خداوند در قرآن كریم مى‏فرماید: «ما نوح و همراهان او را نجات دادیم و دیگران را غرق كردیم.»

2 . در قرآن كریم یك سوره به نام حضرت نوح آمده است و تمام این سوره مربوط به داستان آن حضرت است. خداى متعال مى‏فرماید: «ما نوح را به سوى قومش فرستادیم پیش از آن كه عذاب دردناك به سراغشان آید. او به مردم گفت: من شما را هشدار مى‏دهم، خدا را بپرستید و تقواى الهى را پیشه گیرید و مرا اطاعت كنید. اگر چنین كنید خداوند شما را مى‏آمرزد واجل شما را به تأخیر مى‏اندازد.»

این پیام و تبلیغ، مردم را بیدار نكرد و به همین سبب نوح از سرِ درد با خداوند چنین گفت: «بارالها، شب و روز مردم را دعوت كردم و هرچه بیشتر فراخواندم مردم بیشتر گریزان شدند، هر گاه آنان را به آمرزش تو دعوت مى‏كنم انگشت به گوش مى‏كنند، لباس بر سر مى‏كشند تا پیام مرا نشنوند و بر كردار خود اصرار مى‏ورزند. به طور علنى و پنهانى آنان را خواندم و گفتم از پروردگارتان طلب آمرزش كنید چرا كه او آمرزنده است. اوست كه باران بر شما فرو مى‏فرستد و اموال و پسران به شما مى‏دهد و باغ‏ها و نهرها برایتان فراهم مى‏آورد.»

نوح سپس آیات و نشانه‏هاى حق تعالى را در عالم آفرینش برایشان باز گو كرد. اما باز هم بیدار نشدند و به یكدیگر سفارش مى‏كردند كه از بت‏هاى خود دست برندارید. آنان در گناهان غوطه ورشدند و سرانجام اهل جهنم گشتند.

در این هنگام نوح دست به دعا برداشت و به پروردگار عرضه داشت:

رَبِّ لا تَـذَرْ عَلَى الأَرْضِ مِنَ الكافِرِینَ دَیّاراً * إِنَّك َ إِنْ تَذَرْهُمْ یُضِلُّوا عِـبادَك َ وَلا یَلِدُوا إِلاّ فاجِراً كَفّاراً * رَبِّ ا غْفِرْ لِى وَلِوالِدَىَّ وَلِمَنْ دَخَلَ بَیْتِىَ مُـؤْمناً وَلِلْمُـؤْمِنِـینَ وَالمُـؤْمِناتِ وَلا تَزِدِ الظّالِمِـینَ إِلاّ تَباراً؛(2)

بارالها، از كافران برروى زمین هیچ كس باقى نگذار. اگر آنان را رهاكنى بندگان تو را گمراه مى‏كنند و به جز تبه‏كارِ كافر فرزندى نیاورند. بارالها، مرا و پدر و مادرم و هر مؤمنى را كه به خانه‏ام وارد شود و همه مردان و زنان با ایمان را بیامرز و بر نابودى ستمگران بیفزا.

3 . خداوند در سوره قمر مى‏فرماید: «در دوران گذشته قوم نوح بنده ما را تكذیب كردند و گفتند او دیوانه و جن زده است.» نوح هم دست به دعا برداشت و خداوند را خواند و چنین گفت:

أَنّى مَغْلُوبٌ فَانْتَصِرْ؛(3)

بارالها، من در هدایت مردم شكست خوردم؛ تو خود مرا یارى فرما.

4 . در سوره مؤمنون آمده است: «ما نوح را به سوى قومش فرستادیم. او به مردم گفت: اى قوم من، خداوند را بپرستید، به جز او براى شما خدایى نیست، آیا پروا نمى‏كنید؟»

گروه كافران گفتند: «نوح چون شما بشر است كه مى‏خواهد بر شما برترى جوید؛ اگر خداوند مى‏خواست پیامبرى بفرستد فرشتگانى را به پیامبرى مى‏فرستاد، نوح دیوانه است.»

در این هنگام نوح دست به دعا برداشت و گفت:

رَبِّ انْصُرْنى بِما كَذَّبُونِ؛(4)

بارالها، در برابر تكذیب این مردم مرا یارى كن.

خداوند مى‏فرماید: «به نوح وحى كردیم كه زیر نظر و راهنمایى ما كشتى بساز، و هرگاه فرمان رسید و آب از تنور فوران كرد از هر یك از حیوانات دو عدد و خانواده‏ات را سوار بر كشتى كن، و هرگاه تو وهمراهان در كشتى مستقر شدید بگو:

اَلْحَمْدُ للّه‏ِِ الَّذى نَجّینا مِنَ الْقَوْمِ الظالمِینَ * وَقُلْ رَبِّ أَنْزِلْنى مُنْزَلاً مُبارَكاً وَأنْتَ خَیْرُ المُنْزِلینَ؛(5).

حمد براى خدایى است كه ما را از دست ستمكاران نجات داد. و بگو: بارالها، مرا در منزلگاهى مبارك جاى ده، [زیرا] تو بهترین فرود آورندگانى.»

پیامبر گرامى صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم به حضرت على علیه‏السلام فرمود: «اى على، هرگاه در جایى منزل كردى بگو: اللّهمّ أنزِلنی مُنْزَلاً مبارَكاً وأنت خیر المنزِلین؛ چرا كه خیر و خوبى آن منزل روزى تو مى‏شود و شرّ و بدىِ آن از تو دور مى‏شود.»(6)

در حدیث «أربع مائة» كه على علیه‏السلام چهارصد سخن كوتاه و نغز در آداب زندگى و بندگى براى یارانش بیان فرمود، آمده است: «هر گاه جایى منزل كردید بگویید: اَللّهُمَّ أَنْزِلْنَا مُنْزَلاً مُبَارَكاً وَ أَنْتَ خَیْرُ المُنْزِلِینَ.»(7)

5 . نوح 950 سال در میان مردم تبلیغ یكتاپرستى و پاكى و درستى كرد. اما ده قرن تبلیغ و دعوت، آن مردم خفته جاهل را بیدار نكرد و به هوش نیاورد، و از آن همه بذر توحید و خداپرستى به جز بسیار اندك در دل سخت‏تر از سنگ آنان جوانه نزد و به بار ننشست. افزون بر آن، پیامبر الهى را به باد استهزا مى‏گرفتند و تهمت‏هایى كه خود شایسته آن بودند به او مى‏بستند و مؤمنان همراه او را مردمانى پست مى‏خواندند... .

با چنین پیشینه عصیان و تبه‏كارى است كه به فرمان الهى از آسمان باران شدیدى باریدن مى‏گیرد و از جاى جاى زمین چشمه‏ها مى‏جوشد و سیل و طوفان همه جا را فرا مى‏گیرد.

نوح كه از پیش آماده چنین شرایطى است؛ به مؤمنان و همراهان خود مى‏گوید تا بر كشتیى كه به دست خود او ساخته شده است، سوار شوند. نوح به هنگام سوار شدن بر كشتى مى‏گوید:

بِسْمِ اللّه‏ِ مَجْریها وَمُرْسیها إِنَّ رَبّى لَغَفُورٌ رَحیم؛(8)

به نام خداست حركت و توقف كشتى؛ به درستى كه پروردگارم آمرزنده و مهربان است.

در این هنگام، آب از آسمان و زمین به‏هم مى‏پیوندد و همه جارا فرا مى‏گیرد و همه نابكاران سیه روز را در كام خود فرو مى‏كشد. در حالى كه نوح و همراهانش بر كشتى نجات سوارند و بر سطح آب در حركتند. وقتى كه آب همه جارا فرا گرفت و همه گمراهان لجوج را به كام مرگ كشید، فرمان الهى بر توقف باران و جوشش زمین صادر مى‏شود و كشتى نوح بر كوه «جودى» آرام مى‏یابد. در این میانه، نوح كه پسر نادرستش را در میان غرق شدگان مى‏بیند دست به دعا بر مى‏دارد و مى‏گوید:

رَبِّ إِنَّ ابْنى مِنْ أَهْلى وَإِنَّ وَعْدَكَ الحَقُّ وَأَنْتَ أَحْكَمُ الْحاكِمینَ؛(9)

بارالها، پسرم از خانواده من است (و تو وعده‏داده بودى كه خانواده مرا نجات دهى) و وعده تو حق است و تو احكم الحاكمین هستى.

خداوند فرمود: «اى نوح، او از خاندان تو نیست، او ناشایست است، آنچه را كه به آن آگاهى ندارى از من مخواه، من تو را پند مى‏دهم، مبادا از جاهلان باشى.»

نوح به خود آمد و گفت:

رَبِّ إِنّى أَعُوذُ بِكَ أَنْ أَسْئَلَكَ ما لَیْسَ لى بِهِ عِلْمٌ، وَإِنْ لا تَغْفِرْ لى وَتَرْحَمْنى أَكُنْ مِنَ الْخاسِرینَ؛(10)

بارالها، من به تو پناه مى‏برم از این كه چیزى را كه به آن آگاهى ندارم از تو بخواهم، اگر مرا نیامرزى و به من رحم نكنى از زیان‏كاران خواهم بود.

 


1 . شعراء (26) آیات 117 و118.

2 . نوح (71) آیات 26 ـ 28.

3 . قمر (54) آیه 10.

4 . مؤمنون (23) آیه 26. همین جمله در همین سوره در آیه 39 از زبان پیامبر دیگر آمده است و نام او به صراحت ذكر نشده است. بعضى آن پیامبر را هود «پیشواى قوم عاد»، و بعضى دیگر صالح «پیامبر قوم ثمود» مى‏دانند.

5 . مؤمنون (23) آیات 28 و 29.

6 . تفسیر صافى، ج3، ص399.

7 . خصال، ص634.

8 . هود (11) آیه 41.

9 . هود (11) آیه 45.

10 . هود (11) آیه 47.

 

Share

[ شنبه 7 آبان 1390 ] [ 02:48 ب.ظ ] [ افسانه ] [ نظرات() ]
دعاى ملائكه مقرّب براى مؤمن

حاملان عرش الهى و كرّوبیان كه فرشتگان عالى رتبه و مقرّب الهى هستند، همیشه تسبیح و حمد پروردگار كنند و بر ایمانشان افزوده شود و از براى مؤمنان طلب آمرزش كنند و گویند:

رَبَّنا وَسِعْتَ كُلَّ شَیءٍ رَحْمَةً وَعِلْماً فَاغْفِرْ لِلَّذِینَ تابُوا وَاتـَّبَعُوا سَبِیلَكَ وَقِـهِمْ عَذابَ الجَحِیمِ * رَبَّنا وَأَدْخِلْهُمْ جَنّاتِ عَدْنٍ الَّتِی وَعَدْتَهُمْ وَمَنْ صَلَحَ مِنْ آبائِهِمْ وَأَزْواجِهِمْ وَذُرِّیّاتِهِمْ إِنَّكَ أَنْتَ العَزِیزُ الحَكِیمُ * وَقِهِمُ السَّیِّئاتِ وَمَنْ تَقِ السَّیِّئاتِ یَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمْتَهُ وَذ لِكَ هُوَ الفَوْزُ العَظِیمُ؛(1)

بارالها، رحمت و دانش تو همه چیز را فرا گرفته است، پس بیامرز كسانى را كه توبه كردند و راه تو را پیمودند، و آنان را از آتش جهنّم بازدار. بارالها، آنان و نیكان از پدران و همسران و فرزندانشان را به بهشت عَدْن كه به آنان وعده دادى داخل فرما، همانا تو عزیز و حكیمى. و آنان را از بدى‏ها و عذاب دوردار؛ چرا كه هر كه را تو از بدى در روز قیامت حفظ فرمایى به او رحم كرده‏اى، و همین رستگارى بزرگ است.

شایسته است ما هم با ملائكه مقرب همنوا شویم و این دعا را بخوانیم، چرا كه هم دعا براى خود و هم براى جمیع مؤمنان است.


1 . غافر (40) آیات 7 ـ 9.

Share

[ شنبه 7 آبان 1390 ] [ 02:41 ب.ظ ] [ افسانه ] [ نظرات() ]
فضلیت تسبیح حضرت زهرا (س)

در حدیثی امام صادق (ع) فرمود: « تسبیح حضرت زهرا(س) در تعقیب نمازها ،  از هزار رکعت نماز| نافله| خواندن در هر روز، در نزد من محبوبتر است.»

البته ترتیب تسبیح حضرت زهرا(س)  به گونة دیگر نیز روایت شده است ، چنانکه در حدیث آمده که امام صادق (ع) فرمود: «هر کس بخواهد تسبیح حضرت زهرا، فاطمه(س) را بگوید، ابتدا سی و چهار بار تکبیر، بعد سی و سه بار تسبیح بگوید، و تسبیح را به تکبیر متصل کند، و بعد سی و سه بار حمد بگوید و حمد را به تسبیح متصل کند.»

بعد از آنکه «أَلحَمدُ لِلّهِ»[1] تسبیح حضرت فاطمه را به پایان برد بگوید:

«لا إلهِ إلَّا اَللهُ، ﴿ إنَّ اللهَ وَمَلآئکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَی النَّبَیِّ، یا أیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا، صَلُّوا عَلَیهِ، وَ سَلِّمُوا تَسلیماً.[2]  لَبَّیکَ رَبَّنا وَ سَعدَیکَ. أللّهُمَّ، صَلَّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلَ مُحَمَّدٍ وَ عَلی أهلِ بَیتِ مُحَمَّدٍ وَ عَلی ذُرِّیَّةِ مُحَمَّدٍ، وَ السَّلامُ عَلَیهِ وَ عَلَیهِم، وَ رَحمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ، وَ أشهَدُ أنَّ التَّسیمَ مِنّا لَهُم وَ الإِئتِمامَ [ یا: الإیمانَ] بِهِم وَ التَّصدیقَ لَهُم. رَبَّنا، آمَنّا وَ صَدَّقنا وَ اتَّبَعنَا الرَّسُولَ وَ آلَ الرَّسُلَ، فَکتُبنا مَعَ الشّاهِدینَ.

أَللّهُمَّ، صُبَّ عَلَینَا صَبَّا صَبَّا، بَلاغاً لِلآخِرَةِ وَ الدُّنیا، مِن غَیرِ کَدٍّ وَ لا نَکَدٍ وَ لا مَنٍّ مِن اَحَدٍ مِن خَلقِکَ، إِلّا سَعَةً مِن رِزقِکَ وَ طیباً مِن وُسعِکَ مِن یَدِکَ الملأی عِفافاً، لا مِن أَیدی لِئآمِ خَلقِکَ، إِنَّکَ عَلی کُلِّ شَیءٍ قَدیرٌ.

أَللّهُمَ اجعَلِ النُّورَ فی بَصَری، وَ البَصیررَةَ فی دینی، وَ الیَقینَ فی قَلبی، وَ الإِخلاصَ فی عَمَلی، وَالسَّعَةَ فی رِزقی، وَ ذِکرَکَ بِالَّیلِ وَ النَّهارِعَلی لِسانی، وَ الشُّکرَ لَکَ أُبَداً ما أَبقَیتَنی. أَللّهُمَّ، لا تَجِدنی حَیثُ نَهَیتَنی، وَ بارِک لی فیما أَعطَیتَنی، وَ ارحَمنی إِذا تَوَفَّیتَنی، إِنَّکَ عَلی کُلِّ شَیءٍ قَدیرٌ.»

در این صورت خداوند، تمام گناهان او را آمرزیده، و از همان لحظه و روز و ماه و سال تا سال دیگر، از ناداری ، نیازمندی، دیوانگی، جذام، پیسی، مرگ بد و از هر گرفتاری و بلایی که از آسمان به زمین فرود می آید عافیت می بخشد. و برای او در برابر این عمل شهادت به کلمة اخلاص «لا إِلَه إِلَّا الله» همراه با ثواب آن تا روز قیامت نوشته می شود، و ثواب و پاداش آن مسلّماً بهشت است.

راوی می گوید: عرض کردم: آیا این ثوابها و نتایج برای کسی است که آن را در هر روز، تا یک سال بگوید؟ فرمود: خیر، اینها برای کسی است که از امسال تا سال دیگر که گردش کند فر ا رسد، او را کفایت می کند.



[1] . یعنی بنا بر روایت دوم  در ترتیب تسبیح حضرت فاطمه (س) ، و بنا بر  روایت اول و مشهور ترتیب، این دعا بعد ۲ز تسبیح خوانده شود.

[2] . احزاب (۳۳): ۵۶ .

Share

[ شنبه 7 آبان 1390 ] [ 12:47 ب.ظ ] [ افسانه ] [ نظرات() ]
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic