تبلیغات
خدا - دعای مورچه

خدا

دعای مورچه

 

                                          

 

در زمان حضرت سلیمان (ع) بر اثر نیامدن باران قطحی شدیدی به وجود آمد به ناچار مردم به حضور حضرت سلیمان آمده و از قحطی شكایت كردند و درخواست نمودند تا حضرت سلیمان آمده و از قحطی شكایت كردند و درخواست نمودند تا حضرت سلیمان برای طلب باران نماز استسقاء بخواند.

حضرت سلیمان به آنها فرمود فردا پس از نماز صبح برای طلب باران با هم برای انجام نماز استسقا به سوی بیابان حركت می كنیم فردای آن روز مردم جمع شدند و پس از نماز صبح به سوی بیابان حركت كردند ناگهان حضرت سلیمان (ع) در راه مورچه ای را دید كه پاهایش را روی زمین نهاده و دستها را به سوی آسمان بلند نموده و می گوید:

خدایا ما نوعی از مخلوقات تو هستیم و از رزق تو بی نیاز نیستیم ما را به خاطر گناهان انسانها به هلاكت نرسان.

حضرت سلیمان (ع) رو به جمعیت كرد و فرمود:

به خانه هایتان برگردید خداوند شما را به خاطر غیرشما سیراب كرد و دعای مورچه را مستجاب فرمود و در آن سال آن قدر باران آمد كه سابقه نداست.[1]



[1] . كتاب گنجینه وعاظ ج اول، دوستان 4/221، داستانهای دعا: 104

Share

داغ کن - کلوب دات کام

[ شنبه 12 آذر 1390 ] [ 11:20 ق.ظ ] [ افسانه ] [ نظرات() ]